مدح و شهادت پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم
ای مقتدایِ مرتضی و حضرتِ زهـرا باید چگـونه گـفـت از تو سید بطـحاء؟ تو رحـمـةُ لِـلـعـالـمـیـنی یا رسـول الله تو مـایـۀ فـخـرِ زمـیـنـی یا رسـول الله در مـهـربـانی، مهـربانِ مهـربانهایی تـنـهـا نه ایـنجـا تو امـامِ آسِـمـانهـایی پـیـغـمـبـرِ دلهــا و آقـای قـلــوبـی تـو یا با زبانِ خود بگویم که: چه خوبی تو سلمان، ابوذر، حمزه و عمار اصحابَت پیـغـمـبران هـمواره مـست بـادۀ نـابَت بردی قرار از قلب عالم یا ابا الـزهـرا تو آمـدی تا که بـگـویی از عـلی تـنها گـفـتی به مـردم بارها راه سعـادت را راهِ نـجـات و راهِ پـیــروزیِ امــت را اما چه شد با عترتت؟ جز ناجوانمردی رفتی، چهها کردند جایِ عرضِ همدردی سربسته میگویم که بعد از تو جگرخون شد بیاحترامی به علی در حکمِ قانون شد تنها زمین نه در غمش عرش خدا میسوخت زهرا در آتش مانده بود و مرتضی میسوخت |